اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام----- ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام

حضرت مهدی(عج) فرمودند: «همانا من برای شیعه ای که مصیبت جد شهیدم را یاد کند و سپس برای تعجیل در فرج و تایید ( امر من ) دعا نماید،  دعا خواهم کرد» / بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَةِ بْنِ الْحَسِنْ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِه، فى هذِهِ السّاعَةِ وَ فى كُلِّ ساعَةِ، وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً، حَتّى تُسْكِينَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِعَهُ فيها طَويلا ً   برحمتک یا ارحم الراحمین / يا وصي الحسن ، والخلف الحجة ، أيها القائم المنتظر المهدی ، يا ابن رسول الله يا حجة الله على خلقه ، يا سيدنا ومولانا ، إنا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك إلى الله ، وقدمناك بين يدي حاجاتنا ، يا وجيها عند الله ، اشفع لنا عند الله

   

سلام بر تو ای مهربان پروردگار من

فقط خدا

با شما قلبم منور می شود

حال من یک حال دیگر می شود

حرف دل,اینجا پناهم داده است

دلبری قول نگاهم داده است

بزمتان,جان مرا پرباد کرد

حرف دل,مارا چنین معتاد کرد

 

   
۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞
۞ *•.¸.•* بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِيمِ •¸ .*• ۞
۞ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ۞ اللَّهُ الصَّمَدُ ۞ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ۞ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ۞
۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞

۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞
۞ *•.¸.•* بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِيمِ •¸ .*•¸ .*•۞
۞ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ۞ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ۞
۞ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ۞وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ ۞ وَمِنْ شَرِّحَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ۞
۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞

۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞
۞ *•.¸.•* بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِيمِ •¸ .*•*•..• ۞
۞ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ۞ مَلِكِ النَّاسِ۞إِلَهِ النَّاسِ۞ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ۞الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ۞ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ۞
۞۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞


💥اعوذ بالله من الشيطان الرجيم💥
اللّه
ُ لاَ 
إِلَـهَ
إِلاَّ
هُو
َ الْحَيُّ
الْقَيُّومُ 
لاَ 
تَأْخُذُهُ
سِنَةٌ
وَلاَ 
نَوْمٌ 
لَّهُ
مَا 
فِي 
السَّمَاوَاتِ 
وَمَا
فِي
الأَرْض
ِ مَن 
ذَا
الَّذِي
يَشْفَعُ 
عِنْدَهُ
إِلاَّ 
بِإِذْنِهِ 
يَعْلَمُ 
مَا
بَيْنَ
أَيْدِيهِم
ْ وَمَا 
خَلْفَهُمْ 
وَلاَ 
يُحِيطُون
َ بِشَيْءٍ 
مِّنْ 
عِلْمِهِ
إِلاَّ 
بِمَا 
شَاء
وَسِع
كُرْسِيُّهُ
السَّمَاوَات
ِ وَالأَرْض
َ وَلاَ 
يَؤُودُهُ 
حِفْظُهُمَا
وَهُو
َ الْعَلِي
ُّ الْعَظِيمُ )




اللهم صل على محمد واله محمد 
ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ
ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ
با صلوات برمحمد واله محمدمعطر شویم
ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ ﷺ
+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 و ساعت 10:9 |
نام:قرآن
شهرت:فرقان
محل تولد:مکه,غارحرا
ملکه ی وحی:جبرئیل
تعدادسوره:114
تعدادآیه:6666
تعدادکلمات:77807
تعدادحروف:322374
تعدادجزء:30
تعدادحزب:120
تعدادنقطه:1015030
اولین سوره ی نازل شده:علق
آخرین سوره ی نازل شده:فتح
بزرگترین سوره:بقره
کوچکترین سوره:کوثر
قلب قرآن:یس
عروس قرآن:الرحمن
تعدادسوره های مکی:86
تعدادسوره های مدنی:28
کوچکترین آیه:مدهامتان(الرحمن)
بزرگترین آیه:282بقره
مدت نزول:23سال
سوره ای که بسم الله ندارد:توبه
سوره ای که دوبسم الله دارد:نمل
اولین گردآورنده به ترتیب نزول:حضرت علی(ع)
نخستین چاپ قرآن:درپطرزبورگ سال1382میلادی
نخستین چاپ قرآن در ایران:درتبریزسال1244هجری قمری

+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در یکشنبه پانزدهم دی 1392 و ساعت 9:17 |

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده

او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو

نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…

+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در چهارشنبه سی ام مرداد 1392 و ساعت 18:5 |
نسیم بهار"آه مجنون است وبوی لیلی میدهد/نوازشگر جانتان باد

این نفحه انس


 بهار با تمام زیباییش تقدیم حضورتان


بهار عمرتان مملو از شکوفه های ایمان


سال نو مبارک 


+ نوشته شده توسط س مهربان در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 و ساعت 12:7 |

یا مقلب قلب ما در دست توست...

یا محول حال ما سرمست توست...

کن تو تدبیری که در لیل ونهار ...

حال قلب ما شود همچون بهار...

عیدتون مبارک...

+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 و ساعت 9:17 |

نسیم سحری جان مایه عشق را به گستره خاکیان فرستاد. شاخه های مهربان درختان، گونه به رنگ

فلق ساییدند. آبشاری از نور، خنده های شادمان خورشید را به زمینیان بخشید و جوشش از شکوه

آسمان را در بر گرفت. جوانه های تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلی دیگر کردند و همگی قدوم

نوزادی را که سبب آفرینش بود تبریک گفتند.یا محمّد! به جمع خاکیان دوستدارت خوش آمدی.

جاری شور و سرور، در کوچه های خلوت مکه، حکایتی تازه داشت و باد در گوش بلندترین نخل ها از

پیش، خبر می برد و مژدگانی می گرفت. کنگره های کاخ ستم لرزیدند. دریاچه های کفر خشک شدند.

آتشکده های الحاد به سردی گراییدند و آغوش اسلام به مولود خجسته خود مباهات کرد. محمّد آمد!

ثمره خلقت آمد! پیامبر مهر به سرای دنیا خوش آمد!

ای بهار آفرینش! ای سبب خلقت! ای دستاویز هستی! مقدمت گلباران! ای آفتاب فروزان ادیان الهی!

ای آخرین فرستاده حق به سوی بشر! کعبه از آمدنت در شادی است و آسمان مکه همراز شب های

تنهایی خود را یافته است. شیشه کفر شکسته و خبر آمدنت در گوش ادیان و اعصار طنین انداخته

 است. قدومت مبارک ای پیام آور صلح و دوستی! ای تو که از حق آمدی و به حق برانگیخته

شدی. آفتاب جهان افروز و عالم تاب توحید هستی که برف ظلم را آب کرده و نوید بهار می دهی! 

نامتبلند و دینت پاینده باد! 

الهی به حق بزرگترین ومهربانترین مرد آفرینش دلها عاری از غم وکینه بشه"گرفتاریها ازجمع خانواده ها

پربکشه"دل زن وشوهرها آروم ومملو ازعشق به یکدیکه باشه"ظلم ریشه کن بشه وهیچکس تنها وغریب نباشه

همه خانواده ها تندرست وپر روزی باشن"

خدایا با تولد بهار ما را به معرفت خود نزدیک وعاقبت همه ما را ختم به خیر بگردان.

+ نوشته شده توسط س مهربان در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 و ساعت 11:22 |

آغاز امامت وولایت آقا امام زمان(عج) بر شیعیان جهان مبارک باد.


تو بین منتظران هم، عزیز من ،چه غریبی!


 عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت، چه بیخیال نشستیم؛ 


نه کوششی نه وفایی"


 فقط نشسته و گفتیم :


خدا كند كه بيايي!


امیدوارم منتظر خوبی باشیم برای گل نرگس حضرت زهرا(س)


شايد آن روز که سهراب نوشت:


"تا شقايق هست زندگي بايد کرد"


خبري از دل پر درد گل ياس نداشت


بايد اينگونه نوشت:


هر گلي هم باشد، چه شقايق چه گل پيچک و ياس


زندگي بي مهدي


زندگي با غم‏هاست


اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط س مهربان در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 و ساعت 11:41 |

گرگها هجوم آورده اند،

                   حکم کرده اند!،

                             دریده شوم...

به جلو می‌نگرم،

                راهی نیست.

پشتِ سر،

           پناهی نیست.

در کنار،

        یاری نیست.

آه" آه

    آن بالا،

        خدایی هست؟!

آری "آری تو پیدا وپناه منی در تنهایی

ودر ازدحامی که جز تو را نمی بینم

بگذار حکم کنند"

       بگذار گردن آویزی ببافند برایم از دروغ وتهمت

بگذار دل بشکنند وتنهایم بگذارند

که فقط حکم "حکم توست وامیدم به تو "وراضیم به مصلحت تو

تا تو را دارم "خسته وناامید نمی شوم "دل نمیشکنم"آنچه به چشم دیدم وبه گوش شنیدم به رخشان نمی کشم "

  به خودت قسم که بی هیچ کینه ای همراهشان می شوم در روزهای سخت

 

بگذار من بد باشم در چشمشان

 

خدایا صبر رابمن هدیه دادی وشکرش صبوری ست "صبوری

                توانم ده که نشکنم وباز نمانم از شکرت

خدایا بر داده ونداده ات شکر که آنچه داده ا ی بیش از لیاقت ماست

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط س مهربان در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 و ساعت 10:4 |
اولین اردوی زیارتی قم-جمکران بنام یاس ارغوانی برگزار شد"بیست روز طول کشید تا تعداد زائرین به بیست نفر

رسید"به علت نامساعد یودن هوا و ایام مدرسه خیلی ها منصرف شدند"چقدر گریه کردم که دلهای عاشق این

بیست نفر نشکنه وبه زیارت بی بی معصومه(س) ومسجد آقا امام زمان نائل بشن تا بالاخره گره بدست خود 

بی بی حضرت زهرا (س)باز شد.

روز یکشنبه سوم بهمن ساعت چهار بعدازظهر حرکت کردیم"اذان صبح شاه عبدالعظیم بودیم "مرقد امام"واذان 

شب اربعین به قم رسیدیم ومستقر شدیم"جای شما خالی نمیدونید چه حالی داشت روز اربعین حرم بی بی"

چقدر عاشقانه گریستند ودعایم کردند اونهایی که سالها آرزوی زیارت داشتند"چه شبهای دلنشینی که تا

ساعت یک دور هم بودیم وسحرگاهان به شوق زیارت تا حرم پیاده می رفتیم .

چهارشنبه از صبح تا نماز ظهرجمکران بودیم"زیارت دلچسبی بود وانشاءا... که همه به فیض رسیدند.

بالاخره چندروز باجمعی باصفا وصمیمی خیلی خوش گذشت"خشنودم از اینکه همه راضی وخوشحال بودند و

می گفتند برای سفرهای بعدی ثبت نام میکنیم"همینقدر برای من کافیست شادی دلهایی که به من اعتماد 

کردند وهمراهم شدند.

صبح جمعه هم با اذان به وطن رسیدیم"امیدوارم که بی بی فاطمه زهرا(س) قبول کنند وسفرهای پرخیر وبرکت

ادامه پیدا کند وهمراهیم کنند"انشاءا..."

نفس نفس سپاس پروردگار مهربانم را  وهمسفر زندگیم که در این راه همراهی کرد وحامی من شد.

التماس دعا

عزاداری هایتان قبول



+ نوشته شده توسط س مهربان در یکشنبه دهم بهمن 1389 و ساعت 11:48 |
 
شيوه استخاره گرفتن با قرآن

از امير المومنين علي (ع) نقل شده كه :

اگر كسي بخواهد با قرآن كريم استخاره بگيرد بايد ابتدا سوره حمد وتوحيد هركدام سه بار بخواند وبعد چنين بگويد :
پروردگارا بدرستيكه من برتو توكل كردم وبوسيله قرآن كريم استخاره مي گيرم پس نشانم بده به آنچه كه نوشته شده در اسرار و نهانيهاي نهفته شده ات  و در اسرار غيبي و مخفي ات اي كسيكه داراي عظمت وبزرگي و كرامت وبخشندگي هستي .
سپس نيت كرده بعد قرآن را باز كرده هفت برگ بزند بعد از بالاي برگ هفتم شروع به شمردن سطرها كند به سطر هفتم كه رسيد اولين حرف از اولين كلمه سطر هفتم را نگاه كند .



چنانچه (الف) بود در آن كار خير وشادي وامنيت وموفقيت است .
چنانچه (ب) بود بدرستيكه منافعغ وسود زيادذي خواهد ديد وامنيت پيدا مي كند از آنچه او از آن مي ترسد .
چناچه (ت) بود او در معصيت وگناه مي افتد وبايد پرهيز كند از آن كار.
چنانچه (ث) بود خوشبختي دنيا وآخرت نصيب وي مي گردد.
چنانچه (ج) بود پس در كاري كه قصد كرده در آن منافع وسود فراواني مي باشد .
چنانچه (ح) بود خداوند روزي حلال وپاكي نصيب وي مي گرداند از آنجائيكه او پيش بيني آنرا نكرده .
چناچه (خ) بود بدرستي دلالت مي كند براينكه اين عمل غير صالح است ونبايد قصد كند برآن .
چناچه (د) بود پس مدا دوي حاصل مي شود وبه سعادت وخوشبختي مي رسد .
چناچه (ذ) آمد دشمنان را مقهور وناراحت خواهد كرد.
چناچه (ر) آمد پس او برقوم خود نصرت وبرتري مي يابد .
چنانچه (ز) بود پس او بر خصومت ودشمني وترس وتنفر مي افتد .
چنانچه (س) باشد خداوند خوشبختي وخير رانصيب او مي گرداند .
چنانچه (ش) باشدپس بايد برايش از طرف دشمنان ترسيد .
چنانچه (ص) بود او در شدت وناراحتي مي افتد وبايد صدقه بدهد وعجله كند .
چنانچه (ض) باشد پس او داراي مال وخير مي شود./
چنانچه (ط) آمد دردنيا و آخرت موفقيت نصيبش مي گردد.
چنانچه (ظ) آمد درآن كار رازي كه پنهان است آشكار مي گردد.
چنانچه (ع) آمد پس كمك خواهد كمك خواهد شد بركارش وموفق مي شود .
چنانچه (غ) بود در كاري مي افتد كه بايد برايش ترسي از آن كار وبايد صدقه بدهد .
چنانچه (ف) بود خداوند بزرگ حاجتش را برآورده مي كند و همچنين وسالش رابعد از دوري وفراق
چنانچه (ق) آمد پس او خوشبخت ومورد قبول بندگان خدا مي باشد .
چنانچه (ك) باشد درخصومت ودشمني مي افتد پس بايد صدقه بدهد.
چنانچه (ل) باشد پس او حاجتش برآورده مي شود ودشمنان رامقهور مي كند .
چنانچه (م ) باشد پس حتماً بايد دوري كند از آن كارزيرا كه موجب پشيماني وي خواهد شد .
چنالنچه (ن) آمد انجام آن كار خوب است .
چنانچه (و) آمد مال وثروت نصيب او مي شود وبه هيچكس محتاج نمي شود.
چنانچه (ه)امد دركارش توقف وتاخير ايجاد مي شود ولي عاقبت كارش به خير وخوبي مي انجامد .
چنانچه (ي) بود مژده خوبي به وي داده مي شود .

+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در یکشنبه نوزدهم دی 1389 و ساعت 19:59 |


 

مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را
آب روشن شد وعکس قمر افتاد درآب
ماه می خواست که مهتاب کند دریا را
تشنه می خواست ببیند لب اورا دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را
کوفه شد علقمه،شق القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را
تا خجالت بکشد سرخ شود چهره ی آب
زخم می خورد که خوناب کند دریا را
ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا درآغوش خودش خواب کند دریا را
آب مهریه ی گل بود و الا خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را
کاش روی دل خشکیده ی ما آن ساقی
عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را
روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را


فرا رسیدن ایام تاسوعا و عاشورای حسینی را به شما دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم.

امروز روزشاهزاده علی اصغر کوچولو بود که تمام کوچولوها وبزرگ ها در غمش گریستند وعزاداری کردند"

امید داریم که این بزرگ کوچولوی کربلا دست ما رو هم بگیره وما رو پیش امام حسین (ع) شفاعت کنه"

حالا دیگه وقت خوابشه "بیاین همه با هم براش لالایی بخونیم  تا یادش بره تشنه ست وخوابش ببره"

لالا لالا علی اصغر 

بخواب بخواب عزیز من" لالالالا علی اصغر...............



+ نوشته شده توسط س مهربان در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 و ساعت 17:42 |


 امام صادق، علیه‏السلام، از شخصی پرسیدند: آیا برادرانت را دوست دارى؟ 

عرض کرد: بلى.

فرمودند: آیا به فقرایشان نفع مى‏رسانى؟ 

عرض کرد: بلى!

فرمودند: آیا آنها را به منزل خود دعوت مى‏کنى؟

 عرض کرد: بلى، غذایى نمى‏خورم مگر اینکه دو سه نفر از مؤمنین با من باشند.


امام فرمودند: آگاه باش! که فضل و بخشش و خیر و برکت آنها از فضل و بخشش تو بیشتر است، چون آنها وقتى به منزل تو وارد مى‏شوند، موجب بخشش گناه تو و خانواده‏ات مى‏گردند و زمانى که از منزل تو بیرون مى‏روند، گناه تو و خانواده‏ات هم خارج مى‏شود.

+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 و ساعت 9:59 |
بافامیلى که با تو قطع رابطه کرده، ارتباط برقرار کن

به کسى که چیزى به تو نداده، کمک کن 

و از کسى که به تو ستم روا داشته و بدى کرده، بگذر.  حضرت محمد(ص)

+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 و ساعت 9:53 |
هان مردمان"هیچ سرزمینی نیست مگراینکه خداوندبه

خاطرتکذیب اهل آن -حق را-آنراپیش از برپایی

رستاخیزنابود خواهد کرد وآن سرزمین رابه امام مهدی (عج)خواهد سپردوحتما خداوند وعده ی خود راانجام خواهد داد.<وای برناباوران درروز رستاخیز...(مرسلات/16-19)

هرگز راههای پراکنده ,شماراازاو باز ندارد.(انعام/153)

بهشت پاداش دوستان امامان است که<...درآن بی حساب روزی داده خواهند شد...(غافر /40)

دشمنان امامان ,<درآتش درآیند....>(نساء/10)

هان مردمان"همانا من انذار گرم وعلی بشارت دهنده"هان که من بیم دهنده ام وعلی رهنماست.هان که من پیامبرم وعلی وصی من است.هان"من رسولم وعلی امام ووصی پس از من است وپس از او امامان,فرزندان اویند.آگاه باشید من والدآنان وایشان از صلب اویند.

آگاه باشید "آخرین امام ,مهدی (عج)ازماست اوبر تمامی ادیان چیره خواهدبود و............

هان مردمان "همانا حج وعمره از شعايروآداب خدایی است...پس زایران خانه خدا وعمره کنندگان برصفا ومروه بسیار طواف کنند وآن کس که در انجام کار خیرفرمان برداری کند حتماً خداوند سپاس گزار داناست .(بقره/158)

هان مردمان"نماز به پا دارید وزکات بپردازید,همان سان که خداوند عزوجل امر فرموده است,پس اگر کوتاهی کردید ویا از یاد بردید ,علی(ع)صاحب اختیار وتبیین کننده ی برشماست.

شما را به حلال وحرام خدا راهنمایی کردم,احکام خدا را دگرگون نسازید.

دوباره یاد می آورم "نماز به پا دارید وزکات بپردازیدوبه معروف فرمان دهید واز منکر باز دارید,و(برترین بخش امر به معروف این است که درباره امامت وولایت علی(ع)وفرزندان او سخنم رابه دیگران برسانید.(مادامی که به قران وامامان تمسک کنید گمراه نخواهید شد.)

هان مردمان"پرهیزکاری"پرهیزکاری"ازسختی رستخیز بپرهیزید<...البته زمین لرزه ی رستاخیز,حادثه ای بزرگ است.(حج/1)

آنکس که بیعت کند حتما باخداوندپیمان بسته است که<دست خدا بالای دست آنهاست....>(فتح/10)

به علی(ع) با لقب <امیرالمومنین> سلام کنید وبگویید<شنیدیم وفرمان می بریم پروردگارا"آمرزشت خواهیم وبه سوی توست بازگشت>(بقره/285)

هان مردمان برتری های علی ابن ابی طالب نزد خداوند عزوجل که در قرآن نازل فرموده بیش از آنست که من یکباره برشمارم"آنچه خدا راخشنود میکند بگویید واگر شما وتمامی زمینیان کفران ورزند خدا را زیانی نخواهد رسید.                                                                             <من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه.....>

پاره ای بود از خطبه غدیر ,انشاء ا...که مورد استفاده قرار بگیره,

<آب دریا را اگر نتوان کشید -هم به قدر تشنگی باید چشید.>

عید بر دوستداران مولا امیرالمومنین مبارک

عیدبر سرور جهانیان مهدی موعود مبارک-اللهم عجل لولیک الفرج (آقا جان از ما قبول کن وما را ببخش وبردعای فرج ما آمین بگو).          

یاعلی

+ نوشته شده توسط س مهربان در چهارشنبه سوم آذر 1389 و ساعت 11:48 |

تانفس هست راز می گوییم

روز وشب چون نماز می گوییم

نسل در نسل از علی وغدیر

باز گفتند وباز می گوییم

ستایش خدای را که در یگانکی اش بلند مرتبه ودر تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است.

ای فرستاده ما "آنچه از سوی پروردگارت درباره علی وجانشینی او برتو فرو فرستادیم,به مردم برسان وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای واو تو رااز آسیب مردمان نگاه میدارد...(مايده/67)

همانا تنها ولی وسرپرست وصاحب اختیار شما خداوند وپیامبرش ومومنانی اند که نماز به پا میدارند ودر رکوع زکات میدهند(وقطعا او علی بن ابی طالب است).(مایده/55)

هان ای مردمان علی(ع) ولی وامام شماست وسپس امامت درفرزندان من از نسل علی(ع)خواهد بود تابرپایی رستاخیز که خدا ورسول او رادیدار کنید.

هیچ دانشی نبوده مگر آنکه به علی (ع)آموخته ام اوپیشوای روشنگر است <وعلم هر چیز را در امام مبین برشمردیم...(یس /12)

مباد کسی در روز قیامت بگویدافسوس که درباره هم جوار وهم سایه ی خداوند کوتاهی کرده ام.(زمر/56)

خداوند عزوجل دین راباامامت علی(ع)تکمیل نمود وآنان که از او وفرزندانم از نسل او پیروی نکنند,اعمالشان در دوجهان بیهوده ودر آتش جاودانه اند< به گونه ای که نه ازعذابشان کاسته ونه فرصتی برای نجات خواهد بود.(بقره/161)

آیه ستایشی نازل نگشته مگر درباره اوودر سوره <هل اتی علی الانسان>گواهی بربهشت نداده مگربرای او.

هان مردمان"شیطان آدم رابارشک از بهشت راند.مباد شما به علی(ع)رشک ورزیدکه <به زمان سوگند که انسان در زیان است(والعصر/1-2)مگر علی(ع)که ایمان آورده وبه درستی وشکیبایی آراسته است.

به خدا ورسول اوونور همراهش ایمان آورید.(تغابن/8)

نور از سوی خداوندعزوجل درجان من,سپس درجان علی ابن ابی طالب وآنگاه درنسل او تا برپایی مهدی(عج) -که حق خدا وتمامی حق مارا می ستاند-جای گرفته است.

+ نوشته شده توسط س مهربان در سه شنبه دوم آذر 1389 و ساعت 11:57 |

دويست و پنجاه سال پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده اي تصميم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندي مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند. وقتي خدمتکار پير قصر ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد، چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده بود، دخترش گفت او هم به آن مهماني خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسي نداري، نه ثروتمندي و نه خيلي زيبا. دختر جواب داد: مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي کند، اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم. روز موعود فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت: به هر يک از شما دانه اي مي دهم، کسي که بتواند در عرض شش ماه زيباترين گل را براي من بياورد.... ملکه آينده چين مي شود. دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلداني کاشت. 
سه ماه گذشت و هيچ گلي سبز نشد، دختر با باغبانان بسياري صحبت کرد و راه گلکاري را به او آموختند، اما بي نتيجه بود، گلي نروييد. روز ملاقات فرا رسيد ، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند و ديگر دختران هر کدام گل بسيار زيبايي به رنگها و شکلهاي مختلف در گلدان هاي خود داشتند. لحظه موعود فرا رسيد. شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسي کرد و در پايان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود. 
همه اعتراض کردند که شاهزاده کسي را انتخاب کرده که در گلدانش هيچ گلي سبز نشده است. شاهزاده توضيح داد: اين دختر تنها کسي است که گلي را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسري امپراتور مي کند: گل صداقت... همه دانه هايي که به شما دادم عقيم بودند، امکان نداشت گلي از آنها سبز شود!!! 
برگرفته از کتاب پائولو کوئلیو 

+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در شنبه بیست و نهم آبان 1389 و ساعت 12:46 |
هفته ولایت بر همه دوستان مبارک

هفته ای که بعد از شناخت پروردگاری مهربان وبخشنده به بندگان از گذشت ونیکویی شروع میشه وبه برادری ویکی شدن میرسه.

در این هفته منتظر یاری دستان مهربانتان هستم

شماره حساب مهر-بانک کشاورزی                     452488402

سعیده سادات مهربان

سلامت وپایدار  ودر سایه حمایت یاس ارغوانی باشید

+ نوشته شده توسط س مهربان در پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 و ساعت 9:51 |
پروردگارا:تو پناهگاه منی وقتی تمام راهها با گشادگی بر من بسته می شود.

آه چیست آنچه مرا باز داشته از تو؟

الهی بردرت می ایستم ,مرا مران ,ای محکم گیرنده دستان  ابراهیم.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط س مهربان در سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389 و ساعت 10:42 |
اول ذی الحجه بهترین ماه خدا وسالروز پیوند ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا (س) بهترین ,عاشق ترین ومحبوب ترین زوج عالم هستی رابه تمام دوستداران آن دو گل خوشبو تبریک و شاد باش عرض می کنم.

پیوندی که در کمال سادگی   شب اول ماه ذی الحجه برگزار شد و در آخر شب پدر مهربانی که فرمود :

دختر پیغمبر به تو مبارک باشد یا علی"

فاطمه برای تو خوب زنی است.

فاطمه " علی برای توخوب شوهری است.

وسپس آب طلبید وبر سر عروس وداماد وبر شانه عروس ریخت ودر حق آنها دعا کرد.

خداکنه دعای آن بزرگ پدر مهربان درحق همه ما و همه زوجهایی که در این ایام قصد ازدواج دارند اجابت بشه وزندگی این زوج الگویی باشه برای سادگی ,صداقت,اعتماد,معنویت وعشق به همدیگه وبتونیم تا جایی که از دستمون بر میاد حقشون رو ادا کنیم که مظلوم زیستند ومظلومانه پرکشیدند.

یادم نمیره دوم فروردین 89 روبروی ایوان طلا ی مولا ,شب آخری که برای وداع رفته بودم واز مولا میخواستم که یاریم کنند برای وسعت دادن خیریه م واینکه ساختمان بزرگی برای خیریه بسازم,ناگهان خانمی جلوم نشست واز مظلومیت حضرت گفت واز حقایق خطبه غدیر واینکه حاضرم فعالیت کنم وحق مظلومیت مولا علی رو بجا بیارم؟

اونجا فهمیدم که مولا ازم انتظاراتی دارند وازهمه دوستدارانشون"

ومن از همین جا از همه شما که به این وبلاگ سر می زنید خواهش می کنم به هر طریقی که می دونید وتخصص دارید دستی بالا کنید (حال اگر نویسنده,شاعر,خیر,مداح,سخنران ,سخنور.........هستید)

ارادتتون رو به مولا  اثبات کنید.      یا علی

+ نوشته شده توسط س مهربان در دوشنبه هفدهم آبان 1389 و ساعت 11:33 |
سلام محبوب من
چقدر تو صبح را قشنگ شروع میکنی
صدای خروس وکلاغ را که میپیچانی درهم ونسیم را که میوزانی بینشان،
آدم حالی به حالی میشود
هیچ دلبری نمیتواند مثل تو،همین اول صبحی، دل آدم را اینطور ببرد
خورشید هم ناز میکند مثل خودت،
سلانه سلانه قد میکشد از پشت تمام دورها،
و چقدر نزدیک میشود،
آنقدر که دست میکشد بر سروصورت آدم وداغش میکند با سر پنجه هایش،
تو هم دست میکشی بر دل آدم،
وعاشقش میکنی
معشوق صبور من
میفهمم که شب ها وقتی غرق میشوم توی خواب،می آیی به پیشم
دستت را حس میکنم که روی پیشانی ام دانه های شبنم میکارد
رد بوسه ات میسوزاند لبم را تا صبح
مثل آتش، داغی ومثل آب، شفاف
اگر تو نبودی، تو ، معنی نداشت
تو ،تمام توی منی
معبود من
اگر دیدی روزی کسی در کنارم بود،خودت میدانی ومیفهمی که به یقین ،
تکه ای از تو را با خودش داشت که
رهایش نکردم،
مگر نه اینکه تو در زیبایی هایی
گل را اگر ببویم لذتم از بوی توست...
مطلوب من
مرا پر کن از یاد خودت
نکند یادت برود،
من اگر یادم برود، تقصیر توست که یادم نمی اندازی که سخت نیازمند توام
تو باید مرا بارور کنی،از تمام خواستن هایم
تو خیلی خوبی
برای کسی که دوستت دارد
و برای کسی که یادش رفته دوستت دارد
+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در دوشنبه نوزدهم مهر 1389 و ساعت 18:42 |
سعی کنید چیزهایی را که دوست دارید ، بدست آورید 

و گر نه باید چیزهایی راکه بدست آورده اید ، دوست

داشته باشید

+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در دوشنبه نوزدهم مهر 1389 و ساعت 18:29 |
اگر می خواهی همای سعادت بر روی دوش هایت

بنشیند باید شانه ای به وسعت کوهستان داشته باشی

+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در دوشنبه نوزدهم مهر 1389 و ساعت 18:25 |
مرا عشق حسین(ع)دیوانه کرده,وگرنه مرا چه به شکوه واصرار

ده روزه که اشک امانم نمی ده وقلبم تنگی می کنه , وقتی یاد مظلومیت صاحب ایوان طلا,یاد صفای بین الحرمینی که عشق دو معشوق آدم رو میخکوب میکنه وحیرونی که به کدوم سمت بری,ویاد ابهت مسجد کوفه وغریبی مسلم می افتم دلم پر می کشه وچون پایی برای همراهیم نیست باز اشک میریزم واشک واشک.....

خدا قسمت همه آرزومندان بکنه زیارت اباعبدالله رو ,اما تا نرفتی فقط امید داری  بری, وقتی رفتی دیوانه میکنه تو رو دوباره دیدنش .

 برای اول مهر قرار بودیه چند روزی بریم کیش ,که ففط قولی بود وانجام نشد ,خستگی به تن موند وکسل شدم ودلم بهونه میگرفت که یه روز مهلا جان زنگ زد وگفت میای با مابریم کربلا (با یه کاروان ویژه,بعد از تولد امام رضا(ع) وخادمین امام) که منو دیوانه کرد ,خدایا من که فکر سفر کربلا نبودم چی شد که از طرف امام این پیشنهاد به ما شد شاید حکمت بهم خوردن سفر کیش این باشه ,همونجا استخاره کردم وجواب آمد برو منفعت میکنی ,بعد به همسرم زنگ زدم اما جوابش منفی بود وگفت الان موقعیت خوبی نداریم ونمیشه,واز اون روز از من اصرار واز او انکار,حتی گفتم زیارت امام حسین(ع) هدیه تولدت باشه از طرف من ,اما قبول نکرد.

خدایا من ومهلا میخواستیم باهم بریم کربلا ,دفعه قبل اسم اونا در نیومدو گریه کرد ,ایندفعه نوبت منه وبرای من سخت تره,

خدایا حکمت این گوشه چشم رو هم فهمیدم واون دیوانگی منه که روز تولد امام رضا بگذره ودست من به ضریح امام حسین(ع) نرسه وچشمم ازدیدن قدوبالای ابالفضل(ع) محروم بمونه.

خدایا حکمتت رو شکر واین دیوانگی گوارای وجودم

یا حسین اشکهای داغی که از چشمانم بروی صورت می دوند تقدیم به حضور شما


+ نوشته شده توسط س مهربان در دوشنبه نوزدهم مهر 1389 و ساعت 12:15 |
برای مهلا و راضی عزیزم

یادتو در تمام وجودم جاریست,

تو که لبیک گفتی وهمراهم شدی در مسیر عشق,

برای مهربانیت پاداشی ندارم جز اینکه در لحظات سبز دعا ,همواره برایت خیر و زیبایی طلب می کنم.

+ نوشته شده توسط س مهربان در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 و ساعت 11:49 |
سلام وروز وشبتو ن به خیر

امروز می خوام مکان خیریمون رو براتون توصیف کنم,گفته بودم خیریه کوچیک ما رو پشت بوم خونه خودمونه که دور تادور اون یک ونیم متر آجرچینی شده ومثل یه حیاط وسیعه ,یه اطاق کوچیک تر ازسه درچهارکه به اندازه تعدادنفراتمون نیست ,یک سماور بزرگ,کمد ظروف ووسایل ,کولر آبی برای تابستون وبخاری برای روزهای سرد زمستون (که دوستان سرمایی به اون پناه می بردن ومیگفتند مااینجا چایی میریزیم ومسؤل تدارکات هستیم) کنار اطاق چیده شده,کنار اطاق سرویس بهداشتی ودر راهرو ورودی پشت بوم,روی پشت بوم وکنار پنجره اطاق دوتاگاز یکی برای تهیه خورشت ودیگری برای پخت برنج,ازاون دیگ وگازهای بزرگ آشپزخانه هاست که وقتی همه دور اونا جمع میشندوبگو بخندهای پای دیگ وآبکش کردن برنج دیدنی ست ,بعضی وقتها روی آب چلوها سر می خورندوگاهی هم از سوزش آب جوش بهره مند میشند ومیگن الهی نمیری برامون چکمه بخر,منم گفتم انشاءا... زمستون.

این گروه شوخ وشیطون دعاکردنشون هم دیدنیه ,اینقدر باصفاوصمیمی برای همدیگه ودیگران واموات دعامی کنندکه گاهی اشکهامون سرازیر میشه .......

وخلاصه آشپزخونمون که سقفش روباایرانیت پوشوندیم که ما روازآفتاب وبارون حفظ کنه وروبروی آشپزخونه واطاق ,حیاط مانند وسیعه که به ترتیب جایی برای شستشوی ظروف وبعد جایی که فرش میندازیم برای کار واستراحت گروه ویه باغچه نسبتابزرگ وقشنگ باچمنهایی که کاشتیم تاسبزی اون دل دوستان روشاد کنه,

بعد از بار گذاشتن خورشت ودم کردن برنج همه دور هم میشیم وچای فراوان ومیوه ویه سفره کوچیک دوستانه که پهن میشه وبا نون وماست وسبزی وسوپ یاآش سعی میکنم هم خستگی ازتن دوستان در بره هم تشویق بشن وروز شماری کنن برای ماه آینده,یه چیز دیگه هم هست که همه منتظرش هستند واون هم نون سنگکهایی ست که ته دیگ میذاریم وبرشته وخوشمزه میشه(از پخت غذا همین ته دیگ بهشون میرسه که مهمون خودم هستند) بعداز صرف عصرانه یاشبانه که بستگی به وقت اذان داره همه نماز می خونیم ومشغول کشیدن غذا توی ظرفها میشیم(هر خانواده یک سطل برنج ویک سطل خورشت ونون بسته بندی میشه)و هر کدوم از دوستان تعدادی از غذاها رو برای  خانواده های نیازمند می برند.

این بودتوصیف خیریمون که طبقه سوم محسوب میشه واطراف اون  که هنوز چند تا باغ سرسبز هست وفصل بهار وهنگام بارش بارون زیبایی خاصی داره وخلاصه خیریمون باجمع دوستان خیلی باصفاست که الهی همیشه برقرار باشندوسلامت وبه تمام خواسته های به مصلحت که آرزوشون هست برسند,

یک آرزوی دسته جمعی هم داریم که الهی یه بودجه خوب برسه و یه ساختمون بسازیم برای خیریه,تابتونیم مراسمات بیشتری داشته باشیم وهمونجا از خانواده ها پذیرایی کنیم,شماهم دوست  عزیز برای پیشرفت خیریمون دعا کنید.

تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را, 

میان ربنای سبز دستانت دعایم کن

+ نوشته شده توسط س مهربان در سه شنبه سیزدهم مهر 1389 و ساعت 12:24 |
با سلام به دوستان عزیز مهمان

بعد از مدتها سری به وبلاگم زدم به نیت وامیدی که دوستان جدیدی به جمع دوستانم بپیوندند وهمدلی,تبادل نظر, همفکری ویاریم نمایند.

هنوز شما رو در جریان نگذاشتم, آره ازکودکی دوست داشتم مفید باشم,کمک رسان باشم,اونقدری که به فکر دیگران ونظر ورضایتشون بودم به فکر خودم نبودم,کم حرف میزدم وبیشتر به روابط توجه داشتم,خوابهای کودکی ونوجوانی من بیشترنجات وکمک به مردم بود,یا سوپرمن بودم وتوی آسمونها پرواز می کردم یاازدست دشمنها درحال فرار,این رویاها بامن بودتاازدواج کردم وبچه دار شدم وسالها گذشت واینکه خدایاعمرم چون اسب سرکش می رودومن برای رضای تو هیچ کار مفیدی انجام ندادم.

سال قبل بایاری خدا وکمک شوهرم (که اگر همراهی او نبود باز هم نمیشد)به خودم گفتم نمیشه چون دستمون خالیه یاچون خانم هستیم همه مسؤلیتها  روآقایون به عهده بگیرن,به دوستان خوبم ندا دادم که شاید نتونیم کار بزرگی انجام بدیم حداقل یه وعده غذاکه میتونیم درماه درست کنیم ویه بنده خداروخوشحال کنیم,اونها هم لبیک گفتندوآستینها روبالازدیم,روی پشت بوم خونه خودمون امکانات آشپزی روفراهم کردیم وبرنامه کاریمون این شدکه هرماه یک بعدازظهردورهم جمع بشیم وغذادرست کنیم وبرای شام خانواده های نیازمند توزیع کنیم وسالی دوبار (نوروز_ماه مبارک رمضان)هم مواد غذایی تهیه کنیم,درکنارش اگر بودجه بیشتری داشتیم خدمات جانبی انجام بدیم وبه این ترتیب یه خیریه کوچیک خصوصی بانام یاس ارغوانی برای خشنودی حضرت زهرا(س) راه انداختیم که خودم وشوهرم اولین خدمتگزاران بی بی دو عالم هستیم وتاحالا که یک گروه بیست نفری هرماه دورهم جمع میشیم,امیدوارم که این گروه جهانی بشه وشما هم یه عضو فعال برای خیریه باشید(منتظر لبیک شما هستم)

با نام تو دل چه باصفا می گردد                       بامهر تودل زغم رها می گردد

باشی تو کلید راز هستی زهرا                        بانام توقفل بسته وا می گردد

بیایید برای خدا وبه نام زهرا(س) دل خانواده نیازمندی راشاد کنیم.                         یاعلی


+ نوشته شده توسط س مهربان در شنبه دهم مهر 1389 و ساعت 18:55 |

اولين ساعات بامداد بود...

آري اولين ساعات بامداد دومين ماه پاييزی 18 سال پيش بود كه پايش به اين دنيای پر از زشتی و زيبايی باز شد...

كودك معصومی كه  به قول خانم نظرآهاری هنوز عهدش را با خدا به ياد مي آورد..!

آری او هنوز يادش نرفته بود كه در پاسخ «الست بربكم» خدا،«بلي» گفته ست...

هنوز فراموش نكرده بود كه قرارست بر روي زمين خليفه ی خدا باشد نه شيطان..!

و هنوز فراموشش نشده بود كه انسان است واشرف مخلوقات...و عشق،محبت وانسانيتی را كه خداوند در نهادش نهاده بود را هنوز از ياد نبرده بود...

.

.

.

اما گذشت زمان،بزرگتر شدن اين كودك ساده دل وحضورش  در بين انسانها‍یی  كه  اكثرشان عهدشان را با خدا و انسانيتشان را از ياد برده بودند باعث شد تا او...«عصمت»...كه زيباترين وبهترين يادگار و سرمايه ی كودكيش بود را از دست بدهد...

.

.

.

حال  18سال و 5 ماه و 11روز از آن بامداد پاييزی ميگذرد...

 

در اين سالها او اينقدر چيزهای بعيد و تاسف بار از انواع واقسام انسانها ديده و شنيده كه ديگرمثل قبل ترها با ديدن

انسانهايی كه انسانيتشان را از ياد برده اند...

انسانهايی كه نفرت،كينه ودشمنی جا‍ی عشق،محبت ودوستی را در دلهايشان گرفته است

انسانهايی كه روشنفكری را در ضديت با دين ومذهب ميدانند

انسانهايی كه صداقت را سادگی و حماقت،و دروغ و نيرنگ را زرنگی ميدانند

وانسانهايی كه سرتا پا دروغند،و تظاهر وريا از سر و رويشان ميبارد تعجب نميكند..!

بلكه برعكس اگر انسانی را ببيند كه هنوز عهدش را با  خدايش از ياد نبرده و انسانيت فراموشش نشده  انگشت تعجب به دندان ميگيرد  و از سر شوق لبخند میزند..!

 

زندگی در بین این انسانها برای او بسیار سخت ودردآور است و دیدن این انسانها او را ملول میکند...

 

اودر حال حاضر  تنها دغدغه و نگرانی اش اينست كه مبادا او هم مثل خيليهای ديگری كه عهدشان را با خدايشان از ياد برده اند،عهد و پیمانش با خدا،انسانیتش ورسالت آسمانیش را از یاد ببرد...

لذا از تك تك شما دوستان عزيز خواهش ميكند تا برايش دعا كنيد...

دعا کنید كه هیچگاه عهد و پيمانش را با خدا از یاد نبرد و بتواند در بین این انسانهای عجیب و غریب زندگی کند..!

+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در دوشنبه هشتم شهریور 1389 و ساعت 11:3 |
 
قطاري كه به مقصد خدا مي رفت ، لختي در ايستگاه دنيا توقف كرد و پيامبر رو به جهانيان كرد و گفت:
مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر كند؟
كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟
كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟


قرن
ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدنداز جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.

در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ، كسي كم مي شد قطار مي گذشت و سبك مي شد ، زيرا سبكي قانون راه خداست .

قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت اينجا بهشت است . مسافران بهشتي پياده شوند،اما اينجا ايستگاه آخر نيست .

مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .اما اندكي ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.

آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
درود بر شما ،راز من همين بود .آن كه مرا ميخواهد ، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .


و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر
رسيدديگر نه قطاري بود و نه مسافري .
+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 2:52 |

خداوندا!
تقديرم را زيبا بنويس.
کمک کن آنچه را تو زود مي خواهي من دير نخواهم،
و
آنچه را تو دير مي خواهي من زود نخواهم.

+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 3:55 |
خدای من!
کوله بارم اگرچه از توشه راه، تهی است، انباشته از توکل که هست!
اگرچه از پنجه های وحوش گناهانم بر چهره ام خون ترس نشسته است.
اگرچه دستم از آنچه کرده است می لرزد و اگرچه موریانه های بیم ،
استواری پاهایم را سست کرده است،
دلم امیدوار رحمت توست و خاطرم جمع لطف تو
اگرچه خزه گناهانم مرداب دلم را هر لحظه به عفونت عذاب نزدیک می کند،
آفتاب اطمینان به تو هنوز در آسمان وجودم می درخشد.
اگر خواب سرد زمستانی گناه، دلم را به انجماد کشیده است،
نسیم بهاری اعتماد به لطف تو در آوندهای دلم هیجان تازه آفریده است.
اگر دانه وجودم در زیر خاکهای غفلت و نسیان،
در اشتیاق دیدار خورشید تو، شکفتن را از یاد برده است
+ نوشته شده توسط فخرالاسلام برهانی در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 3:52 |